تبليغاتX
تصوف و طریقت - طبیب قلب
نقشبندیه عجب قافله سالارانند... که برند از ره پنهان به حرم قافله را
در مدح امام العارفین و غیاث السالکین حضرت شیخ محمد سعید نقشبندی عثمانی (قدس سره)


جناب شیخ محمد سعید نقشیندی در ایام جوانی

shah said

ای طبیب قلب بیمارم کجایی

ای به عشقت من گرفتارم کجایی

تا به کی با یاد شیرینت نشینم

ای عزیزم زرد رخسارم کجایی

هر شبی با درد عشقت ناله دارم

ای فدایت من دل افگارم کجایی

روز وصلت کی رسد ای شمس رخشان

من تو را دارم تو ای یارم کجایی

جرعه ای زان جام می بر من بنوشان

من دگر مجنون بازارم کجایی

(هاشمی) گر عاشقت شد ای (سعیدا)

گوید او ای شمس و دلدارم کجایی


چند دو بیتی در مدح امام العارفین حضرت شیخ محمد سعید نقشبندی (رو حی فداه)

(۱)

زعشقت من بسی بیداد کردم

چو مجنونی هزاران داد کردم

که ای جانا چه داری با دل ما

سحر تا شب همی فریاد کردم

(۲)

به یادت هر شبی هم خانه گشتم

بدیـدم روی تو دیـوانه گشتم

چو دیدم شمع رخسارت عزیزم

به دورش من چو یک پروانه گشتم

(۳)

زدوریت چه رنجی من کشیدم

ترا دید م به آرزو رسیدم

چه غوغایی در این قلبم به پا شد

از آن روزی که من روی تو دیدم


اشعار از جناب مستطاب ماموستا سید فاروق هاشمی محمدی متخلص به (فاروق هاشمی)


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 18:5  توسط سید رفعت حسینی  |